پــــســــــری پــــــارســــــی از اکـــبــــاتـــــان
 
www.varnaband.com

این سایت بسته شد ادرس جدید سایت برای دوستان www.varnaband.com وارنا بند وارنا بند

لینک نوشته

دانلود کلیپ جدید انریکو به نام away

اینم کلیپ جدید Enrique Iglesias به نام away که خواسته بودید امیدوارم لذت ببرید ... هرچی خواستی تو نظرات بگو برات بزارم ...

دانلود

لینک نوشته

باور نکردنی

سلام دوست جون ها یه خبر جدید دارم اونم اینه کا قراره مطالب وبلاگ رو موزیک هم قاتیش کنم اینم چند تا آهنگ از حامی k2 که می خواستید ...

لینک نوشته

 
ایمیل و شماره تلفن شخصی hami k2 برای ارسال نظر ها و همکاری 

 

 

 

www.hami_k2_rapfa@yahoo.com

tell:09363888568

لینک نوشته

 

سلام این آهنگ پسرک  حامی k2 که ناموسن اجتماعی احتماعی اصلا خود اجتماع

 

 ولی جون داداش دانلود نکنید از دستتون رفته شک کنی باختی...

دانلود

لینک نوشته

 

سلام  همه عاشقها اینم آهنگ سوزناک و معروف کی میای حامی k2 که خوراک تنهایی و گریه خودم بعد خوندنش ۴ ساعت گریه میکردم خولاصه این هست اگه  دانلود نکننین دیگه عاشق نمیشین...

 

 

 

دانلود

 

 

 

لینک نوشته

 

بابا عشق کیلوچنده اینا نامردن ناموسن دل ندینا حالا با هم آهنگ عشق حبابی

 حامی k2 دانلود میکنیم و گوش میدیم و میگیم ...........عشق ببخشین باید سانسور میشد...

 

نظر نیدید یه آهنگ میخونم توش میگم هر کی نظر نده  ...................

 

دانلود

لینک نوشته

hami k2 - dufi khoshkele

اه ای بابا اصلا پاشین با خودم برقصید ببین اینطوری  ولی یه آهنگ توپم می خواد شانس

 

 آوردید من حامی k2 رو میگم یه آهنگ قری خوندم بدوئید دانلود کنید بریم برقصیم

نظرم یادتون نره رقاص ها!!!

دانلوذ     

لینک نوشته

برگشتم...

سلام به همه دوستان

من دوباره برگشتم )) حتما با خودتون میگین برگشتی که برگشتی خب به ما چه که برگشتی))

اما دوباره بعد از ٧ سال دوری از وبلاگنویسی میخوام شروع به نوشتن بکنم.

از خاطرات نبود در ایرانم بگم و خیلی چیزهای گفتنی دیگه.

منتظر اولین پست جدید من باشید.

به امید ایرانی آباد و سربلند.

لینک نوشته

غم

سلام به همه دوستان عزيزم...خوبين؟

کلبه غم گرفته دلم را خراب خواهم کرد دروازه دهانم را قفل می کنم تا زبانم ، حرف دلم را نگويد اشکهايم را در حصار چشمانم زندانی خواهم کرد ! چشمهايم را روی هم ميگذارم تــــا ، جــــــــادوی نگاهت کار دستم ندهد بايد عاقل بود تا فريب دوست داشتن ظاهری را نخورد ! بايد مهربان بود و با زندگی کنار آمد بايد عاشق بود ! بايد عشق ورزيد بايد بدنبال عشق دويد آيا دير نشده است ؟ من هنوز هم در انتظار عشق از دست رفته ای نشسته ام و نقش چشمانت را در بي کسي هايم ترسيم ميکنم ...

به اميدايرانی آباد و سربلند....

يا علی..علی نگهدارتون باشه

لینک نوشته

زندگی در کشور غريب
سلامی دوباره
...من شرمنده هستم قول داده بودم که از 16 نوامبر زود به زود آپدیت کنم اما بخدا هم فشار درسها نمیذاره هم اینکه حال و حوصله میخواد نوشتن اما بگذریم...

خب بذارین ببینم تا کجا بهتون گفته بودم م م م م م م آها بله بلاخره دوره زبان تموم شد نه اینکه امروز تموم شده باشه نه 1ماه و اندی هستش که تموم شده و درسها دیگه شروع شده که دارم به سختی درس میخونم اما چند خبر جالب من دوباره به رشته اصلی خودم برگشتم یعنی همون کامپیوتر در قسمت مدیریت و حفاظت از شبکه های کامپیوتری و دومین خبر این بودش که البته شما ها هنوز نشنیدین آرش تو مسکو با یه گروه روس آهنگ خونده که زبونم لال روم به دیفال عجب د........هستن اینا من تو زندگیم کشورهای زیادی رفتم اما هیچ کجای دنیا مثل روسیه دختراشون خوشگل و جیگر نیستن نمیدونم خدا اینا رو با چه ظرافتی آفریده فکر کنم تمام وقت و سرمایه اش رو این روسها خنگ گذاشته و چه هوری هایی تحویل دنیا داده خدا دست مریضا ایول....اما در مورد آهنگ بگم که موسیقی همون فارسیه اما به زبان روسی خونده شده و زیباس فکر کنم تو همین چند روز بزارمش تو وب سایتم که از اونجا دانلودش کنین و گوش کنین منتظر باشین. بعد از اینکه ژانويه به تهران اومدم و کلا حالی کردم به مدت 2 هفته و بسیاری از دوست های عزیزم رو دیدم و مهمترین فرد تو زندگیم رو هم بعد از 6ماه دیدم که الهی من فداش بشم چقدر این انسان ماهه من که خیلی شرمنده اش هستم اما از همین جا جلوی چشمه همه میگم که عزیزم دوستت دارممممممممممممممممم ....
شرمنده دیگه عشق و عاشقی زده بالا..کاریش هم نمیشه کرد
الان یک 2ماهی میشه که دوباره تو مسکو هستم یعنی بعد از تعطیلات کریسمس اما بدجوری بازدلم هوای وطن و خونه رو کرده بلاخره ما هرچی باشیم یعنی همه ایرانی ها یه روزی به خاک خودمون برمیگردیم اما این رو به جرات میتونم بگم که من بدجوری وابسته ایران ،خانواده ، عزیزم، و دوستام شدم ...موقعی که همه اینها رو دشتم قدرشون رو ندونستم اما حالا که تو این کشور غریب از دستشون دادم و باید هرچند صباحی ببینمشون قدرشون رو میدونم...اما جدی میگم من تصمیم خودم روگرفتم که با بالاترین نمره اینجا قبول بشم...و با مدرک دکترا به ایران برگردم...حالا این رو گوش کنین ما تو دانشگاه میان ایرانی ها موجود یه جلسه گذاشتیم که مثلا رای گیری بکنیم و یه نماینده به دانشگاه معرفی بشه و به سفارت خلاصه این کارها رو کردیم و قرار گذاشتیم که سه شنبه آقای فلانی از مسئولین رایزنی فرهنگی سفارت رو دعوت کنیم بیان و به مشکلات دانشجوی های ایرانی گوش کنند خلاصه همه کار ها انجام شد و اومدن و جالب اینجا بود که وزیرعلوم و تحقیقات هم که در مسکو بودن خواستار شرکت در جلسه ما که به 20 نفر هم به زور میرسید شدند ما در وسطای جلسه متوجه حضور ایشان بعدازحدود 1ساعت شدیم یعنی خودشون رو معرفی نکردن خلاصه سرتون رو دردنیارم از اون جایی که من خیلی به این مسئله تکیه دارم که حق گرفتنیه باید گرفت خودم رو انداختم جلو و بحث این رو شروع کردم که هر دانشجوی ایرانی اینجا حق این رو داره که از ماهواره استفاده بکنه برای اینکه کانال های ایران رو ببینه یعنی اینکه سفارت پول رسیور ها رو متقبل بشه یا نه دولت که جفتشون یکی هستن ...خلاصه آقای وزیر فرمودند باشه ما مثلا 50% رو میدیم بقیه رو خودتون بدین که یکی از حضار قبول کرد که من سریع گفتم نه جناب وزیر ما اول از 100% رو میندازیم گردن شما ، ما دانشجو ها هم تا 15% بیشتر رو هم تقبل نمیکنم که خلاصه فعلا این طرح در حال بررسی هستش که جناب وزیر هم از این حرف من به بعد هی به من گیر داده بود میگفت توبروسیاست بخون گفت من هزینه اش رو میدم...گفتم بیخیل...حالا نکته جالبش اینجا بود که اگر از دانشجوهای ایرانی بخواد انتقالی بگیره و بیاد ایران درس بخونه باید سالی 8میلیون تومان بده به دانشگاه که ما دلیل رو جویا شدیم میگن خب شما اینجا با شهریه و خورد و خوراک چقدر میشه مثلا ما میگیم سالی 5هزاردلار بعد میگه خب دیگه همین رو ایران بدین..من هم بلند شدم گفتم جناب وزیر جدیدا تو ایران خورد و خوراک مجانی شده؟؟؟؟ تو رو خدا ببینین برای سرمایه های کشور چطوری کارشکنی میکنن؟؟؟؟؟و چقدر سنگ میندازن جلوی پاشون.....خلاصه اینکه فعلا بدجوری حال و هوای ایران زده به سرم...کاش میشد عید ایران بودم...

موفق باشین به زودی بازهم مینویسم قول میدم...
سبزوایرانی باشید به امید ایرانی آباد

یا علی
لینک نوشته

جريان زندگی

سلامی دوباره...

پس از مدتهای مديد به عرصه وبلاگ نويسی دوباره بازگشتم و تصميم دارم که تمام اتفاقات روزمره ام را به رشته تحرير در بياورم ( مرسی ادبيات فارسی)

پس بزارين از اول شروع کنيم...

در تير ماه سال ۸۴ تصميم به ترک ايران عزيزم کردم . اولش ميخواستم پناهنده بشم و کارهام رو هم تمومه تموم کرده بودم که دادش عزيزم الهی قربونش برم تلفن زد :‌

بله بفرمائيد . سلام خنگه منم اشکان .بههههههههههههههههههههه سلام دادش گلم چطوری خوبی خوشی سلامتی . ای بد نيستم چند روزی هستش که سرما خوردم افتادم تو خونه .الهی چرا مواظب خودت نيستی ؟؟ حالا.ديگه چه خبر ؟.. سلامتی مامان اينا همه خوبن..خدارو شکر. راستی اشکان من يه تصميمی گرفتم و تقريبا تمومه يعنی ۹۹٪ تموم شده است. بگو ببينم دوباره چه غلطی کردی...بابا کاری نکردم بزار ميگم خب بگو ببينم . راستش رو بخوای با مامان اينا صحبت کردم مفازه رو دارم واگذار ميکنم ۲هفته ديگه هم وقت مصاحبه سفارت آلمان رو دارم .دارم ميرم آلمان پناهنده بشم. اشکان رو ميگی : چی چی چی چه غلطا بشين سرجات پناهنده چيه مگه ديونه شدی...همين هفته بلند ميشی ميری پيش فلانی ميگی من برادر فلانی هستم پاسپورت رو ميدی برات ويزا ميگره ميای پيش من کارت دارم.من هم که از خدا خواسته گفتم باشه.بعد هم خداحافظی کرد و گفت منتظرتم. من هم قعط کردم و سريع فرداش رفتم پيش کسی که بهم معرفی کرده بود دمش گرم در عرض ۴ ساعت برام ويزا گرفت من هم همه کار ها رو انجام دادم و بسوی سرزمين روياهای شبانه (‌مسکو ) رهسپار شدم.

توی فرودگاه که رسيدم۱ساعتی الاف شدم..که داشتن پاسپورتم رو چک ميکردن که ويزا تقلبی نباشه..بعد از الافی اومدم بيرون ديدم عمرم داداشه گلم منتظرمه..بعد رفتن تو مايه های فيلم های هندی به سمت ماشينش حرکت کرديم . که توی راه مثله اين فيلم های آمريکای دمه يه کافه توقف کرديم برای صرف چای و شيرينی (‌نه بابا ناهار ) بعد که من کلی خانوم های خوشگل مشگل رو ديد زدم به سمت خونه دادشم راه افتاديم....بعد از حدود ۱ساعت و نيم رسيديم.که من خسته و کوفته بودم بعد از پرواز ۵ ساعته گرفتم سرضرب خوابيدم. خلاصه سرتون رو درد نيارم بعد از گشت و گذار و ديدن محل های زيبا و تاريخی فکر کنم روز ۴ بودش مشغول تحقيق در مورد دانشگاه های روسيه شديم.بعد از سر زدن به ۲تا و ديديم که سطحشون پائين و وزارت علوم ايران قبولشون نداره به دانشگاه انرژی و قدرت مسکو رسيديم که بعداز حدود ۴ ساعت دنگ و فنگ من تونستم پذيرش بگيرم و بهم گفتن که تا ۲هفته ديگه دعوت نامه آماده ميشه و کلاس ها از ۲۶ شهريور آغاز ميشه که بايد قبل از اين تاريخ اينجا باشه تا خونه رو تحويل بگيرم و تمام شهريه و کارهام رو انجام بدم.خلاصه من ۳روز بعد برگشتم ايران و همش توی اين فکر بودم که چرا اينقدر زمان دير ميگذره و خب بالطعب مغازه رو هم واگذار کردم. خلاصه الان ۳ ماهی ميشه که تو مسکو هستم و مشغول درس خوندن هستم البته تا کريسمس زبان بايد بخونم بصورت فشرده البته کلاس هم دارم ميخواستم اينجا کامپيوتر بخونم اما يهو تغيير عقيده دادم و الان دارم طراحی پايگاه های اتمی ميخونم و طراحی مخزن های تقويت کننده اورانيوم....اين تا امروز من بود که بصورت خلاصه گفتم ...ايشاالله که از امروز به بعد که ۱۶ نوامبر هستش زود به زود آپديت ميکنم.....موفق باشين و سربلند

اما در آخر بايد بگم که خدا وکيلی هيچ جا ايران خودمون نميشه...قدرش رو بايد دونست.

هميشه سبز و ايرانی باشيد.

دوست داشتين يه سری عکس اينجا گذاشتم برين ببينين

www.barabas-net.com

خدانگهدار

 

لینک نوشته

بازگشتی دوباره

سلام..

من بعداز حدود ۵ ماه مشلغه و خيلی مشکلات ديگه بازهم برگشتم به خانه ای که ميتوانم تمام دردودل هايم را درآن بگنجانم.

خبر مهم اين هستش که : وب سايت کافی نت خودمم يه ۲ ماه ميشه راه افتاده و فقط جنبه تبليغ محصولات فروشگاه باراباس می باشد خوشحال ميشم ردپايی از شما دوستان هميشه همراه ببينم در وب سايتم.

Barabas

کلبه غم گرفته دلم را خراب خواهم کرد
دروازه دهانم را قفل می کنم تا زبانم ، حرف دلم را نگويد
اشکهايم را در حصار چشمانم زندانی خواهم کرد !
چشمهايم را روی هم ميگذارم تــــا ،
جــــــــادوی نگاهت کار دستم ندهد
بايد عاقل بود تا فريب دوست داشتن ظاهری را نخورد !
بايد مهربان بود و با زندگی کنار آمد
بايد عاشق بود !
بايد عشق ورزيد بايد بدنبال عشق دويد
آيا دير نشده است ؟
من هنوز هم در انتظار عشق از دست رفته ای
نشسته ام و نقش چشمانت را در بي کسي هايم ترسيم ميکنم ...

به اميد ايرانی آباد و آزاد.يا علی

لینک نوشته

سپاس
بازهم مثل رسم تمام نامه ها

سلام....

اول از همه عيدتون مبارک...دوم اينکه واقعا از دوستای خوبم ممنونم که اينهمه به من لطف دارن اما دليل دير آپديت کردن وبلاگ رها کردن اون نيست بلکه مشغله های زياد کاريه...بخدا شرمنده همه دوستان هستم از همين جا از همتون عذر خواهی ميکنم....

سلام به آنهايي كه تنها پناهشان خداست

خدايا
تو را سپاس می گذارم كه هر چه در راه تو و در راه پيام تو بيشتر پيش مي روم و بيشتر رنج مي برم انان كه بايد مرا بنوازند مي زنند انها كه بايد همگامم باشند سد راهم ميشوند انان كه بايد حقشناسي كنن حق كشي ميكنند
انها كه بايد دستم را بفشارند سيلي مي زنند انها كه بايد در برابر دشمن دفاع كنند پيش از دشمن حمله مي كنند و انها كه بايد در برابر سم پاشي هاي بيگانه ستايشم كنند تقويتم كنند و تبرئه ام كنند سرزنشم مي كنند تضعيفم مي كنند متهمم مي كنند تا در راه تو از تنها پايگاهي كه چشم ياري يي دارم و پاداشي نوميد شوم چشم ببندم رانده شوم...
تا تنها اميدم تو شود چشم انتظارم تنها به روي تو باز ماند تنها از تو ياري طلبم تنها از تو پاداش گيرم در حسابي كه با تو دارم شريكي دگر نباشد تكليفم با تو روشن شود تا تكليفم با خودم معلوم گردد تا حلاوت اخلاص را كه هر دلي اگر اندكي چشيد هيچ قندي در كامش شيرين نيست بچشم.
خدايا !اخلاص!اخلاص!

امیدوارم که بتونم از این به بعد زود به زود آپدیت کنم...موفق و موید باشین ایام به کام یا علی

بای

لینک نوشته

واقعا چرا؟!
سلام...اميدوارم که شب يلدای خوبی رو امسال گذرونده باشيد...

تا تو با منی زمانه با منست
بخت و کام جاودانه با منست
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با منست
ياد دلنشينت ای اميد جان
هر کجا روم روانه با منست
ناز نوشخند صبح اگر تراست
شور گريه شبانه با منست
برگ عيش و جام و چنگ اگر چه نيست
رقص و مستی و ترانه با منست
گفتمش : مراد من ؟‌بخنده گفت:
لابه از تو بهانه با منست
گفتمش :‌من آن سمند سرکشم...
خنده زد که تازيانه با منست
هر کسش گرفته دامن نياز
ناز چشمش اين ميانه با منست
خواب نازت ای پری ز سر پريد
شب خوشت که شب فسانه با منست
موفق باشين يا علی
لینک نوشته

وبلاگ من
:بازديد
لينكستان